شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

338

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

( * 17 ) - فاذا نظرت الى . . . : در روز بخشش ، آنگاه كه به ريزش دستان او بنگرى ، فيضان ابر را خواهى ديد ، و در صورتى كه براى اقيانوس بذل و بخشش ( مانند بخشش او ) باشد به زودى تمام آبش خشك شده و به بيابانى بدل مىشود ( جايگاه استراحت گوران و آهوان خواهد شد ) . ( * 18 ) - من اشبه اباه . . . : كسى كه به پدرش شبيه است ، ظلم نمىكند . ( رفتار بر سنت و روش پدر ، ظلم نيست ) . ( * 19 ) - انبوبه قلم خيال : انبوبه : فاصله ميان دو بند يا گره‌نى . قلم خيال : اضافه استعارى . ( * 20 ) - مررت فى فلوات . . . : بر اقامتگاههاى آنان در دشتها گذشتم و چيزى جز نشانه‌ها و خرابه‌هاى انباشته شده ؛ نيافتم . ( * 21 ) - لَهُمْ دَرَجاتٌ : نزد خدا مراتب بلند مخصوص آنها است . بخشى از آيه 4 سورهء 8 ( الانفال ) . ( * 22 ) - وجدت نسبة فضل . . . : نسبت فضل محققين را بر شما چون نسبت علماى بزرگ بر جاهلان يافتم . ( * 23 ) - خبت نار نفسى . . . : با شعله‌ور شدن دو سوى سرم ( با سفيد شدن موى دو طرف سرم ) آتش درونم خاموش شد و هنگامى كه شهاب ( دنيا ) روشن شد زندگيم تاريك گرديد و دنيا چيزى نيست مگر مردارى دگرگون شده ( استحاله شده ) كه سگهايى برآنند و همتشان بدست آوردن آن است . ( * 24 ) - فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ . . . : در آنجا هرچه نفوس را بر آن ميل و شهوت است و چشمها را شوق و لذت مهيا باشد و شما مومنان در آن بهشت جاويدان متنعم خواهيد بود . آيه 71 سورهء 43 ( الزخرف ) . ( * 25 ) - يا خالق البريّة . . . : اى آفرينندهء مردمان و اى صاحب بخشش ، اى روزىدهندهء موجودات و اى نجات‌بخش انسانها . ( * 26 ) - مواليد سه‌گانه : فرزندان سه‌گانه ، مراد ، جماد و نبات و حيوان است . ( * 27 ) - چهار ميخ ديوار عناصر : گرفتار چهار عنصر ، مراد وجود آدمى است كه از چهار